IRN 011 / 1107 / OBS 144
Arbitrary detention / Judicial proceedings
November 20, 2007
The Observatory for the Protection of Human Rights Defenders, a joint programme of the International Federation for Human Rights (FIDH) and the World Organisation Against Torture (OMCT), requests your urgent intervention in the following situation in
Brief description of the situation:
The Observatory has been informed by reliable sources of the arrest and subsequent detention of Ms. Maryam Hosseinkhah , a member of the Women's Cultural Center and women's rights activist involved in the "One Million Signatures" petition campaign as well as editor of the site of the campaign, which seeks to put pressure on the Iranian legislators in order to withdraw provisions that have adverse effects on women's human rights .
....
29 آبان 1386که روز ملاقات زنان زندان اوین بند عمومی بود، خانواده مریم حسین خواه موفق به دیدار وی شدند. شهاب میرزایی همسر مریم می گوید:«سه شنبه ها از ساعت 9 صبح تا 2 بعداز ظهر وقت ملاقات زنان است. خوشبختانه توانستیم مریم را ملاقات کنیم.» او درباره وضعیت روحی مریم می گوید: «روحیه اش خیلی خوب بود. می گفت اینجا آدم درد خودش را فراموش می کند.»

هاجر حسین خواه خواهر مریم نیزکه امروز به دیدار مریم رفت، می گوید: «من به مریم گفتم برای آزادی ات تلاش می کنییم. مریم گفت آخر ما که صد میلیون وثیقه نداریم. گفتم همه در تلاش اند که میزان وثیقه را پایین بیاورند.» هاجر در ادامه می گوید:« مریم خیلی از رفتار خوب زنان زندانی با خودش حرف زد. گفت اینجا براحتی آدم جدید را قبول نمی کنند اما رفتارشان با من رفتار با یک آشناست. آنها از فعالیت های ما خبر دارند، فعالیت های ما در بیرون خیلی تاثیرگذار بوده و خیلی قدردان هستند. گفت آنها اززمانی که آمده ام مراقب من هستند که چیزی کم نداشته باشم. آنها همه بچه ها را می شناسند از ناهید و محبوبه می پرسند و از فعالیت اعضای کمپین در جمع اوری امضا، آنها خیلی به حرکت ما امیدوارند.» هاجر در ادامه می افزاید:« مریم زندان را هم به عنوان یک فرصت می نگرد وحالا می خواهد از این فرصت برای انعکاس مشکلات حقوقی زنان زندانی استفاده می کندتا تاثیرات قوانین نابرابر را بر زندگی آنها نشان دهد.»
برای مریم وثیقه 100 میلیون تومانی صادر کرده اند. همسرش می گوید:« با حقوق ماهی دویست تومان روزنامه نگاری تازه اگر روزنامه تعطیل نشود ( میانگین زندگی هر روزنامه در ایران بین سه تا 6 ماه است وحقوق روزنامه نگاری معمولا با یکی یا دوماه تعویق پرداخت می شود) 50 سال طول می کشد که این مبلغ جمع شود، این بهایی است که کسانی که به کارشان اعتقاد دارند می پردازند.»
شرح فعالیت های اجتماعی و مطبوعاتی مریم حسین خواه
(فعال حقوق زنان، روزنامه نگارو وب نگار)
اطلاعات شخصی :
مریم حسین خواه 3 فروردین در 1359 در زنجان متولد شد. مریم کارشناس در رشته علوم قرانی است.
اطلاعات شخصی :
تاریخ تولد:3 فروردین 1359
محل تولد: زنجان
محل سکونت: تهران
وضعیت تاهل: متاهل
ایمیل: maryam2000@gmail.com
فعالیت : فعالیتهای مطبوعاتی و داوطلبانه با در نهادهای غیردولتی
عضویت در کانون نواندیشان جوان جامعه مدنی از 1377 تا 1381
فعالیت در هفته نامه فکر روز، سال 1382
همکاری با نشریه داوطلب کنشگران داوطلب در سال 1381و 1382
همکاری با مرکز توانمندسازی جامعه مدنی، سال 1381 و1382
فعالیت در کمپین خشونت علیه زنان در 1382
عضویت در مرکز فرهنگی زنان از 1382 تا کنون
عضور تحریریه سایت های مرکز فرهنگی زنان ( تریبون فمینیستی و زنستان) از 1382 تا کنون
عضویت در کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز از 1385 تا کنون
عضو تحریریه سایت تغییر برای برابری، سایت کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز
مسئول صفحه زنان در اعتمادملی در سال 85
مسئول صفحه جامعه مدنی سرمایه در سال 85
فعالیت های مطبوعاتی :
فعالیت نوشتاری و عملی با نشریات و وب سایت های اجتماعی و زنان
خبرگزاری میراث (سال های 1383 و 1384 )
فرهنگ و آيين زرتشت معرفي مي شود، 29/10/83
کلیک کلیک تا تخت جمشید، 2/11/83
سده سوزی،سده گردی،7/11/83
سده، بزرگترین جشن آتش ایرانیان، 11/11/83
توليدكنندگان نرمافزارهاي چندرسانهاي گردشگري نياز به حمايت دارند، 19/11/83
ارامنه تهران عيد پاك را جشن گرفتند،7/1/ 84
فروردينگان،جشن اموات زرتشتيان و رسمي كهن از ديار ايران، 19/1/84
ده هزار زردشتي در راه زيارت پير سبز، 22/2/84
شكوه تخت جمشيد در شيراز نمايش داده ميشود، 4/2/84
آرامگاه سعدي به روايت حكمت شيرازي،4/2/84
تا شيراز رفتيم و تختجمشيد را نديديم، 7/2/84
در حافظیه هیچکس از حافظ نمیگوید، 8/2/84
ارامنه جهان در قره كليسا طاطاووس را زيارت کردند، 19/4/84
«يرالما چورك» هم ارزان و هم خوشمزه، 25/4/84
مسجد جامع اروميه انباري شد،28/4/84
خاتمي ميتواند دماوند را نجات دهد، 6/5/84
ابهر در دنياي مجازي، 9/5/84
ننه مريم، اولين كليساي مشرق زمين، 2/6/84
فراخوان زيستمحيطيها براي پاكسازي كوههاي شميران، 30/6/84
زيستمحيطيها در اصفهان، 25/8/84
دل پر آقاممدحسين از زورخانههاي سوتوكور اصفهان، 28/9/84
بازار كساد گردشگري مجازي،30/9/84
معرفي جاذبههاي گردشگري در تلويزيون عربي، 14/1/ 83
روزنامه های وقایع اتفاقیه و شرق (سال های 83 و 84)
وقایع اتفاقیه ، خشونت را در سكوت، تحمل نكنيم، 30/2/83
شرق، تريبونى مجازى براى زنان، 19/2/84
شرق،سردبير روزنامه اعتماد: رانت هاى دولتى، فضاى مطبوعات را ناسالم كرده است، 15/12/84
شرق،دنیای مجازی اینترنت مجالی برای نوشتن، 18/12/84
روزنامه سرمایه (سال 85 )
کمیته اهداف توسعهء هزاره تعطيل است، 11 خرداد 85
زنان مشروطه، مشروطه بهار نشریات زنان(1)، 2 شهریور 85
اعتماد سازی بین نهادهای حکومتی و سازمان های مردم نهاد، 23 شهریور 85
وابستگی مالی به دولت بزرگ ترین ضعف شبکه 4 مهر 85
زنان هنوز در عرصه کار سهم واقعی خود را بدست نیاوردند، سرمایه 20 مهر 85
آیین نامه دولتی برای سازمان های غیر دولتی، 20 مهر 85
جامعه برای تحقق اهداف توسعه ی هزاره اقدام می کند، 17آبان85
مردم روزی یک میلیون تومان به محک کمک می کنند، 25 آبان 85
هزار و یک روش برای برگزاری برنامه های مدنی، 1 آذر 85
سازمان های ظرفیت ساز معماران جامعه مدنی، 15 آذر 85
اعتماد ملی (1385)
نگاهی به گزارش تحقیق و تفحص از مرکزمشارکت زنان، 17 اردیبهشت 85
بارمضاعف زن بودن و کارگر بودن، 18 اردیبهشت85
مد از کجا می آید، اول خرداد 85
حالا زنان هم فوتبال تماشا می کنند،حتی بیشتر از مردها، 28 خرداد 85
اما و اگرهای یک قانون، 10 تیر 85
اعتیاد زنان آسیبی که جدی گرفته می شود، 22 تیر 85
مشروطه فرصتی برای سواد آموزی زنان، 23 مرداد85
حق خواهی زنان مشروطه، تلاشی که به ثمر نرسید، 23 مرداد85
سایت تغییر برای برابری و زنستان
-بازتولید نقش های سنتی زنان در تبلیغات/ زنستان ، ش 25
شوهرکشی / زنستان، ش 20
اعتماد
بدون خواندن قانون سراغ تشکيل خانواده نرويد، اعتماد 25/2/86
واکنش به ضرب و شتم دانشجويان در پلي تکنيک، 31/2/86
ديه زن و مرد ايراني برابر مي شود، 1/3/86
تصميم براي برابري ديه زن ومرد،ا/3/86
در ششمين اجلاس سراسري مشاوران استانداري ها در امور بانوان خبرنگاران از وزارت کشور اخراج شدند ، 6/3/86
کودک آزاري در ايران در گفت وگو با پروفسور پائولو سرجيو پينرو، کارشناس مستقل سازمان ملل متحد، وضع ايران تفاوتي با کشورهاي منطقه ندارد، 6/3/86
انجمن دفاع از حقوق معلولان؛ تلاش براي حقوق برابر(هاجر حسين خواهدوماه از تصويب بين المللي کنوانسيون گذشت)، در نيمه راه پيوستن به کنوانسيون حقوق معلولان، 9/3/86
نگاهي به طرح مجلس درباره افزايش مرخصي زايمان، حذف اتوماتيک زنان از عرصه هاي اجتماعي، 17/3/86
برخورد با بدحجابي با نيروي تازه نفس در همه جاي تهران، 6/4/86
تاريخچه تعاوني هاي زنان، 6/4/86
گزارشي از دور دوم طرح نيروي انتظامي، پليس عقيده داردپوشش ها به هنجار شده اند، 7/4/86
تله تئاترهاي تابستاني شبکه چهار، 7/4/86
درخواست دولت نهم براي تغيير قوانين زنان، پرداخت مزد خانه داري، 10/4/86
گفت وگو با زهره ارزني وکيل دادگستري و فعال حقوق زنان،حضانت، اولين خواسته مادران ايراني، 14/4/86
پليسي کردن فضاي شهر به نفع ما نيست، 18/4/86
اختلاف نظر قضات درباره مجازات کودکان، بلوغ شرعي يا بلوغ فکري ملاک کيفر است؟، 21/4/86
زنان در آگهي هاي بازرگاني، بازتوليد نقش هاي سنتي زنان در تبليغات، 27/4/86
چهار پنجم زنان شوهر کش خانه دارند،10/5/86
تجمع معلولان در اعتراض به توقف سرويس حمل و نقل، 11/5/86
هاشمي رفسنجاني؛ پس از اصلاح قوانين مربوط به ديه، نوبت به ساير قوانين نابرابر اين حوزه نيز مي رسد، مجمع تشخيص پيگير تصويب کنوانسيون حقوق معلولان، 15/5/86
نابرابري حقوقي زن و مرد قابل قبول نيست، 16/5/86
انقلاب مشروطه شروعي براي روزنامه نگاري زنان، 22/5/86
وزير کشور از ابلاغ آيين نامه سازمان هاي غيردولتي خبر داد، نگاه ما به سازمان هاي غير دولتي،امنيتي نيست، 13/5/86
نگاهي به لايحه حمايت از خانواده، اين لايحه حامي خانواده نيست، 31/5/86
کارشناسان خواستار شدند، نمايندگان لايحه حمايت از خانواده را تصويب نکنند، 13/6/86
ارث زن و شوهر هنوز نابرابر است ، 14/6/86
نگاهي به چرايي خودکشي زنان ، زنان چهار برابر مردان خودسوزي مي کنند، 19/6/86
شروط ضمن عقد را فراموش نکنيد، 28/6/86
حقوق و آزادي هاي زنان در فنلاند، 4/6/86
واکنش زنان دو جناح به تصويب لايحه حمايت از خانواده، 24/7/86
مردم شناسي جنسيت، پاسخي براي سوال هاي هميشگي، 2/8/86
در پي اعمال سهميه بندي جنسيتي در کنکور امسال صورت مي گيرد، اعتراض حقوقي نهادهاي مدني زنان به سازمان سنجش، 12/8/86
نوشته مریم حسین خواه از بند 3عمومی زندان زنان اوین دو شنبه28 آبان 1386
اينجا زندان است. بند زنان زندان اوين. اولين بار نيست كه به اینجا مي آيم. بار اول نيست كه به اوين مي آيم. بار اول خبرنگاري بودم كه با رئیس زندان سلول به سلول جلو مي رفتم و براي اولين بار سرگذشت زناني كه به جرم اعتياد، فحشا، و قتل اسير چهارديواري زندان بودند را مي شنيدم كه بنويسم اما فقط چند كلمه؛ همان قدر كه بودن رئيس اجازه مي داد. همان روز بود كه همه زندانيان در حضور مسئولان بند از شرايط زندان تعريف كردند و گفتند كه مشكلي ندارند، اما هنگام رفتنم، كاغذ مچاله ای را در جيبم گذاشتند كه "به داد ما برسيد، اين جا هيچ كس به فكر ما نيست".
بار دوم من هم زنداني بودم. درست مثل همه آن زندانيان در بند. 30 نفر از فعالان زن در انفرادي بودند و من آشفته و نگران، ميان غم زناني كه هميشه از آنان مي نوشتم، و سرنوشت نامعلوم دوستانم سرگردان بودم. آن روز براي آنها مهماني بودم كه به زودي مي رفت.
اين بار، بار سوم اما، همه چيز متفاوت است. حالا من با اين وثيقه صد ميليون توماني يكي از خودشان هستم. يكي از صدها زني كه سال ها است گرفتار ديوارهاي بلند اوین اند و هيچ دادرسي ندارند. نه قانون به فريادشان مي رسد، نه خانواده و نه هيچ كس ديگر. اصلا معناي بي پناهي را فقط اينجاست كه مي توان فهميد. در چشمان زناني كه اگر قانون كمي، فقط كمي، عادلانه تر بود آنها اينك در خانه هايشان در كنار فرزندانشان بودند. زناني كه هيچ شباهتي به كليشه هاي ما از زنان زنداني ندارند. زناني كه برخي به خاطر تاب نياوردن قوانين نابرابر خود مجري قانون شده اند و به گفته قانونگذار قانون شكن.
برخي به خاطر ناآگاهي و فقري كه هميشه دامن گير زنان بود گرفتار شده اند و برخي همچون ليلا به خاطر اين كه از دادگاه درخواست نفقه كرده اند! باورش سخت است اما ليلا 47 ساله، بيست سال است كه مي خواهد از شوهري كه او و كودك عقب مانده اش را رها كرده و رفته، نفقه اش را بگيرد و هيچ دادگاهي هنوز به داد او نرسيده. ليلا با چشمان پر از اشك به زمين خيره شده و مي گويد:« هنوز دو سال از ازدواجمان نگذشته بود كه فهميدم شوهرم قبل از من زن داشته. دختر عقب مانده ام كه به دنيا آمد ما را رها كرد و رفت. من ماندم و دو بچه كوچك كه يكي هم عقب مانده بود و بايد خرج دوا و درمانش را مي دادم. شوهرم خانه داشت، ماشين داشت، مال و اموال داشت، من فقط آن قدري می خواستم كه خرج اين دو بچه بدبخت و مريض را بدهم اما او نداد و هيچ دادگاهي هم محكومش نكرد.» وقتي می پرسم:«چرا طلاق نگرفتي؟ مي گويد"هنوز اميدم به قانون است كه شاید نفقه فرزندانم را بگيرم." مي گويد: «فقط ده ميليون تومان هم براي بيست سال زندگي بدهد مي روم و خودم را خلاص مي كنم. نمي دهد اما... دو روز پيش شوهر ليلا در دادگاه گفته نفقه نمي دهد و ليلا و بچه هايش را كتك زده. قاضي ليلايي را كه كتك خورده و شوهرش را كه كتك زده با هم به زندان فرستاده به جرم به هم ريختن نظم دادگاه. آن هم به زندان اوين. شوهرش همان شب سند گذاشته و آزاد شده و ليلا با چشماني اشكبار و نگاهي ناباور در انتظار اين است كه شايد كسي برايش سند بگذارد و آزادش كند...
هر گاه از بي حقوقي زنان مي گويیم نفقه و مهريه را به رخ مان مي كشند، همه با ین جمله آشناییم که« با داشتن اين ها ديگر چه مي خواهيد؟!) ليلاها و ليلاها، اما نه مهريه اي دارند كه به اتكاي آن بتوانند زندگي كنند و نه نفقه اي. تجربه ليلا مي گويد «مرد اگر بخواهد نفقه نمي دهد» و هيچ قانون و دادگاهي نمي تواند او را وادار به پرداخت نفقه كند و نبايد حقوق بديهي ای همچون برابري در دیه، ارث، شهادت، حق داشتن طلاق، ... را به بهانه داشتن نفقه و مهريه اي كه گرفتن آن گاه ناممكن مي شود ناديده گرفت.
ليلا يكي از صدها زني است كه به خاطر قانون نابرابر، زندگي اش را باخته و حالا از تمام دنيا فقط يك سقف آهني دارد و ديوارهايي كه تمام نمي شود. اين ها را که مي نويسم، چند قدم آن طرف تر از من زني جوان که بدنش کبود کبود است در حال گريستن است. گريه كه نه ضجه مي زند. سر به ديوار مي كوبد. فرياد مي زند. و مي خواهد خودش را بكشد، با روسري ای كه به گلو گره زده است. شايد همين نااميدي از قانون و عدالت است كه او را تا چند قدمي مرگ آورده است.
شبي كه روز قبلش تهديد به بازداشت شده بودم در فكر برنامه ای بودم که كه در زندان دوام بياورم. اما حالا مي ترسم وقت كم بياورم. ميان اين همه زني كه زندگي و دردهاي هر كدامشان مثالي روشن از نابرابري است.